حكيم ابوالقاسم فردوسى
970
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
همى راند گويان بمشكوى خويش * بسوى بتان سمن بوى خويش [ داستان بهرام گور با فرشيدورد كديور و مرد خاركن ] بخفت آن شب و بامداد پگاه * بيامد سوى دشت نخچير گاه همه راه و بىراه لشكر گذشت * چنان شد كه يك ماه ماند او بدشت سرا پرده و خيمهها ساختند * ز نخچير دشتى بپرداختند كسى را نيامد بران دشت خواب * مى و گوشت نخچير و چنگ و رباب بيابان همى آتش افروختند * تر و خشك هيزم بسى سوختند برفتند بسيار مردم ز شهر * كسى كش ز دينار بايست بهر همى بود چندى خريد و فروخت * بيابان ز لشكر همى بر فروخت ز نخچير دشت و ز مرغان آب * همى يافت خواهنده چندان كباب كه بردى بخروار تا خان خويش * بر كودك خرد و مهمان خويش چو ماهى بر آمد شتاب آمدش * همى با بتان راى خواب آمدش بياورد لشكر ز نخچير گاه * ز گرد سواران نديدند راه همى رفت لشكر بكردار گرد * چنين تا رخ روز شد لاژورد يكى شارستان پيشش آمد به راه * پر از برزن و كوى و بازار گاه بفرمود تا لشكرش با بنه * گذارند و ماند خود او يك تنه بپرسيد تا مهتر ده كجاست * سر اندر كشيد و همى رفت راست شكسته درى ديد پهن و دراز * بيامد خداوند و بردش نماز بپرسيد كاين خان ويران كراست * ميان ده اين جاى ويران چراست خداوند گفت اين سراى منست * همين بخت بد رهنماى منست نه گاوستم ايدر نه پوشش نه خر * نه دانش نه مردى نه پا و نه پر مرا ديدى اكنون سرايم ببين * بدين خانه نفرين به از آفرين ز اسپ اندر آمد بديد آن سراى * جهاندار را سست شد دست و پاى همه خانه سرگين بد از گوسفند * يكى طاق بر پاى و جاى بلند به دو گفت چيزى ز بهر نشست * فراز آور اى مرد مهمان پرست چنين داد پاسخ كه بر ميزبان * بخيره چرا خندى اى مرزبان گر افگندنى هيچ بودى مرا * مگر مرد مهمان ستودى مرا نه افگندنى هست و نه خوردنى * نه پوشيدنى و نه گستردنى بجاى دگر خانه جويى رواست * كه ايدر همه كارها بىنواست ورا گفت بالش نگه كن يكى * كه تا برنشينم برو اندكى به دو گفت ايدر نه جاى نكوست * همانا ترا شير مرغ آرزوست پس انگاه گفتش كه شير آر گرم * چنان چون بيابى يكى نان نرم چنين داد پاسخ كه ايدون گمان * كه خوردى و گشتى ازو شادمان اگر نان بدى در تنم جان بدى * اگر چند جانم به از نان بدى به دو گفت گر نيستت گوسفند * كه آمد بخان تو سرگين فگند چنين داد پاسخ كه شب تيره شد * مرا سر ز گفتار تو خيره شد يكى خانه بگزين كه يا بى پلاس * خداوند آن خانه دارد سپاس